تجربه بازی پرنس آو پرشیا Warrior Within در سال 2026

تو روزایی که همه جا صحبت از مذاکره بود، من و فربد یک پیمان پشمریزون بستیم و تحت اون پیمان با یکی از شاهکارهای دنیای بازی آشنا شدم؛ بازی Prince of Persia Warrior Within که تو ایران به عنوان پرنس آو پرشیا 2 شناخته میشه، یکی از شاخترین بازیهای دوران PS2 ئه که در سال 2004 توسط یوبیسافت منتشر شد. یوبیسافت که الان نماد تباهی در بازیسازی شده، زمانی بسیار قوی بود و پشت سر هم شاهکار میداد بیرون و Warrior Within یکی از هموناست.
یوبیسافت سری شاهزاده ایرانی رو به خاطر موفقیتهای اساسنیز کرید کنار گذاشت و سری اساسینز رو دنبال کرد و الان 16 ساله که هیچ پرنس آو پرشیای جدیدی نیومده. هرچند همون اساسینز رو هم به مرور زمان خراب کرد. ای کاش بازیای ضعیف جدیدش رو اصلا نمیداد بیرون و حداقل حرمت آقا اتزیو و آقا الطایر رو حفظ میکرد.
چرا تا حالا این شاهکار رو از دست داده بودم؟
من اگرچه از طرفدارای قدیمی سری بازی اساسینز بودم و همه اساسینز قدیمیها رو از 1 تا بلک فلگ، بازی که چه عرض کنم، زندگی کرده بودم، ولی هیچوقت شاهزاده ایرانی که پدر معنوی اساسینز کرید میشه بازی نکرده بودم. واقعا نمیدونم چرا. خوب اون موقع دانلود اینا که نبود باید cd اش رو میخریدیم یا از دوستان یا فامیلا قرض میگرفتیم. ولی خوب من cd اش رو هیچوقت گیر نیاوردم و متاسفانه بازیش نکردم. بعدا هم که این سری بازی کنار گذاشته شد و متاسفانه حضورش در صحبتها و محفلهای گیمی کمتر شد.

چی شد الان رفتم سراغ Warrior Within؟
تو سالهای اخیر فربد که یکی از رفقای قدیمی من هست، همیشه بهم میگفت که بشین پرنس آو پرشیا Warrior Within بازی کن ولی متاسفانه من به حرفش عمل نمیکردم. از طرف دیگه من هم خیلی وقت بود که به فربد میگفتم که Thronebreaker: The Witcher Tales بازی کن ولی فربد این کارو انجام نمیداد. این شد که در نهایت تصمیم گرفتیم که با هم یه عهدنامه (pact) ببندیم که من Warrior Within بازی کنم و فربد هم Thronebreaker بازی کنه و اگه هر کدوم به این پیمان عمل نکنیم، مجازات سختی در انتظارمون خواهد بود.
از اون جا که نقض پیمان عهدنامه شوخی بردار نیست و خوب اینترنت بین الملل هم که قطع بود و کاری نمیشد کرد، نشستم Warrior Within رو نصب کردم و شروع کردم به بازی کردن.
فضاسازی شاخ
اولین چیزی که توجه آدم رو به خودش جلب میکنه فضاسازی اهورایی بازیه. این فضاسازی از آهنگی شاخی که موقع نصب بازی پخش میشه شروع میشه، توی منوی بازی ادامه پیدا میکنه و با شروع خود بازی به اوج میرسه و آدم حساب کار دستش میاد که با یه اثر شاخ طرف هستش.
محیط بازی تاریکه و تقریبا کل بازی تو شب میگذره. نورهای بازی محدود میشه به مشعلها و آتشدانها. سازندگان بازی بدون استفاده از Ray Tracing و سایر سوسولبازیهای جدید، فضای بسیار سنگینی رو ایجاد کردن که ابهتش آدم رو میگیره.

باریکههای نور، سایهها، ضرات معلق در هوا، در کنار رنگپردازی خاص بازی محیطی رو ایجاد کرده که همیشه در یاد گیمرها خواهد موند.
موسیقی متن مو به تن سیخ کن
دومین چیزی آدم رو به خودش جلب این بازی میکنه، موسیقی متن اونه. Warrior Within از ترکیب موسیقی راک و متال با موسیقی شرقی استفاده کرده و یه ترکیب پشمریزون رو ایجاد کرده. آهنگها اکثرا حس و حال تاریکی دارن ولی در عین حال انرژیک هم هستند. یدونه آهنگ مافوق شاخ هم داره که هر از چندی وقتی آدم داره تو اعماق تاریکی از یه صخره بالا میره پخش میشه. بد نیست الان بهش گوش بدیم:
گیمپلی سخت و بازیای که دست شما رو نمیگیره
بازیای قدیم واقعا سخت بودن. اتفاقا اخیرا یه تحقیقاتی کرده بودن که سختی بازیهای قدیم تاثیر مثبتی روی گیمرهای اون زمان گذاشته و سختکوشترشون کرده. Warrior Within هم از این قضیه مستثنی نیست. ولی سختی این بازی حتی برای سال 2004 هم زیاد محسوب میشه.
اولا که عملا راهنمایی تو بازی وجود نداره. دنیای بازی حالت هزار تو گونه داره و تو یه محیط پیچ در پیچ باید در دو زمان مختلف (حال و گذشته) گشت و گذار کنید. شما باید پیدا کردن مسیر رو صرفا از روی غریزهی گیمری (gamer instinct) انجام بدین. هیچ کس به شما نمیگه الان باید چه غلطی بکنید.
ثانیا حتی اگه بدونید چیکار باید بکنید، پیادهسازی اون کار ساده نیست. بذارید توضیح بدم.
پلتفرمینگ همراه با مغزِ بازی
پلتفرمینگ یا سکوبازی (به قول مجلهی خاطره انگیز دنیای بازی) بخش مهمی از بازی رو فرا میگیره. من پلتفرمینگ رو دوست دارم و کلی بازی تو این ژانر از توم ریدرها بگیرید تا اساسین و افسانهی زلدا و بتمن آرخام و Middle Earth و حتی گاد آو وار انجام دادم.

منتهی تو بازیای اخیر پلتفرمینگ به حاشیه رفته. حتی توم ریدرهای جدید هم خیلی پلتفرمینگ سختی ندارن و پلتفرمینگ عملا تبدیل شده به زمان استراحتی بین نبردها. ولی تو پرینس آو پرشیا 2 از این خبرا نیست. این جا نبردها استراحت بین پلتفرمینگ حساب میشه، هر چند که خود نبردها هم سخت هستند.
پلتفرمینگ Warrior Within به این شکله که شما واقعا باید به هر حرکت فکر بکنید. هیچ hint و راهنمایی وجود نداره که به شما بگه چه غلطی بکنید. هرچند امکان بازگردوندن زمان در اثر اشتباه شما وجود داره، ولی اون هم محدوده.
باید با فکر زیاد و آزمون و خطای محدود، هر حرکتتون رو برنامهریزی کنید اما برنامهریزی به تنهایی کافی نیست. باید بتونید با هماهنگی عصب و عضلهی مناسب و زمانبندی دقیق، نقشهتون رو پیش ببرید.
این فرایند واقعا شما رو خسته میکنه. Warrior Within بازیای نیست که بشه پشت سر هم 4 5 ساعت بازیش کرد. این بازی، هم ذهن و هم دستان شما رو خسته میکنه. واسه همین توصیه میشه که Warrior Within رو یواش یواش پیش ببرید.

تو همه بازیا اول به شما یه قابلیت رو میده و بعد ازتون انتظار داره از اون قابلیت برای رد کردن مراحل بعدی استفاده کنید؛ ولی تو پرنس آو پرشیا 2 اول باید با هزار بدبختی و دهنسرویسی یه مرحله رو رد کنید، بعدش بهتون قابلیت رد کردن آسونتر اون مرحله رو میده تا تو دفعات بعد ازش استفاده کنید.
نبردهای خلاقانه
واریور ویدین یکی از استاندردترین سیستمهای نبرد رو در بین بازیهای قدیم داره. الان دیگه همهی فایتای همه بازیا استاندارد شده، ولی قدیم این طوری نبود. مدتها طول کشید تا سیستم نبردهای سلاح سرد استاندارد شد و یکی از بازیایی که به ثبت این استاندارد کمک کرد، احتمالا همین Prince of Persia و از قضا همین نسخهی Warrior Within بوده.
این که چطوری با شمشیر ضربه بزنیم، دفاع کنیم، جاخالی (Roly Poly) بدیم، حرکت ترکیبی انجام بدیم و اینها رو با چه دکمههایی انجام بدیم، کاملا توی این بازی وجود داره و عین بازیای مدرنه.

اما این پایان ماجرا نیست. بخش ابتکاری نبردهای بازی، استفاده از سلاحها ثانویه، محیط بازی و حتی بدن دشمنانه که نبردهای این بازی رو تراز کرده. حتی تو بازیای جدیدتر (مثلا اساسینهایی که خود یوبیسافت میسازه) این سیستم تراز نبرد وجود نداره.
هر سلاح ثانویه ویژگیهای خاص خودش رو داره و میتونید باهاش انواع اقسام comboهای باحال بزنید. حتی میتونید بپرید رو دیوار، از ستونها استفاده کنید یا بدن دشمت رو سپر بلا بکنید. بعد وقتی یه حرکت شاخ میزنید، صحنه آهسته هم نشون میده. اصلا یه چیز پشمریزونیه.
داستان سفر در زمان و شخصیتپردازی
سفر در زمان برای تغییر سرنوشت بارها و بارها در دنیای بازی تکرار شده و چون زیادی ازش شنیدیم برامون جذاب نیست، منتهی داستان Prince of Persia Warrior Within اگرچه در کل همینه اما سمی و در کمال ناباوری شاخه.

بازی شخصیتهای محدودی داره اما همشون از لحاظ شخصیتپردازی در سطح بالایی هستن. خود شاهزاده که واقعا ترازه. بقیهی شخصیتها هم اتفاقا شخصیتهای پیچیده و چند بعدیای هستند. اونی که خیال میکنی آدم خوبیه، شاید بد باشه و اونی که خیال میکنه بده، شاید کارش درست باشه.
نقش منفی اصلی بازی، Dahaka، یکی از لجندریترین نقش منفیهاییه که تو بازیا دیدم. اولا که واقعا شاخه، ابهت خیلی بالایی داره و در مقابله با اون تنها راهکاری که داریم، رو آوردن به تاکتیک آخر خاندان جو استاره. واقعا آدم ازش میترسه. ثانیا مقصر داستان داهاکا نیست؛ مقصر ماییم که زمان رو انگولک کردیم و داهاکا داره وظیفهاش رو انجام میده. اینها از داهاکا یه شخصیت پشمریزون میسازه.
صداپیشگی
اگرچه الان یوبیسافت به یه جوک تبدیل شده ولی یه زمانی بود که یوبی با هیچ کسی شوخی نداشت. اینا جدی جدی رفتن مونیکا بلوچی رو برای صداپیشگی Kaileena آوردن. یعنی ببینید که چقدر سطح کار بالاست.
آقای Robin Atkin Downes دوبلور شاهزاده هم واقعا کارش درسته. یه سری جملات ماندگار هم مثل "I am the architect of my own destruction" میگه قطعا در یادها میمونه.

نقاط پشم ریزون
- + فضاسازی بینظیر
- + موسیقی متن خاطرهانگیز
- + داهاکا
- + نیاز به تفکر و تلاش برای ردکردن مراحل
- + بازکردن Artworkهای بازی
نقاط غیر پشم ریزون
- - تغییر زاویه ناگهانی و غیر ارادی دوربین بازی
- - مپ بازی که به هیچ دردی نمیخوره
کلام آخر
پرنس آو پرشیا 2 واقعا یه بازی ترازه. یوبیسافت میتونه با یه ریمستر ساده که توش صرفا textureهای بازی رو آپدیت کنه، مدلهای شخصیتهای بازی (که زیاد هم نیستن) رو از نو بسازه و دوربین بازی رو مدرن بکنه، یه بازی عالی بده بیرون و میلیونها دلار پول به جیب بزنه. اما هممون میدونیم که یوبی اینکاره نیست.
سالهاست یوبی میخواد پرنس آو پرشیا اولی (یعنی Sands of Time) رو ریمیک کنه ولی عملا هیچ غلطی نکرده. سال 2020 یه تریلر نسبتا اوکی داد بیرون؛ بعد از سالها بیخبری سال 2025 چندتا عکس خیلی زشت و بدقیافه از کاراکترهای بازی داد و بعد دوباره هیچ. خیالتون رو راحت کنم؛ اگر یوبی بخواد احیانا ریمستر یا ریمیکی برای Warrior Within بزنه، به احتمال 99 درصد گند میزنه توش.

پس نباید منتظر ریمستر خاصی برای این بازی موند. انصافا بشینید خود Warrior Within رو بازیش کنید. فک نکنید قدیمی شده و این حرفا. گرافیک محیط بازی هنوزم قابل قبوله. (البته گرافیک شخصیتها قدیمی شده ولی اونم زیاد مهم نیست، صداشون شاخه عوضش)
پرنس آو پرشیا 2 یه تجربهی پشمریزون برای شما خواهد بود که تا سالها ازش به نیکی یاد خواهید کرد. انقدر هم بازی سبکه که رو ضعیفترین کامپیوتری که فکرشو بکنید هم ران میشه. (بازی بدبخت 150 مگ هم حتی رم نمیگیره، در حالی که تب گوگل کرومی که دارید الان میخونیدش 190 مگ یا بیشتر رم گرفته!)
خلاصه که جنگجوی درون رو دریابید و از دست ندیدش. خدا وکیلی پشیمون نخواهید شد. حتی اگه قبلا هم بازی کردینش یه بار دیگه امتحانش کنید. ممکنه پایان دومش رو از دست داده بوده باشید.
روزتون پشمریزون
حالا که لطف کردین پست رو تا آخر خوندین یه نظری هم برای ما ارسال کنید تا ما رو هم خوشحال کنید.





علی در تاریخ 2026-05-24
سلام این بازی بازیه خوبیه ولی اگه خواستید یسر به سری dishonored و Warhammer 40k (شبیه ساز تستسترون بزنید)